سخن نخست...
من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
محتسب داند که من این کارها کمتر کنم
من که عیب توبه کاران کرده باشم بارها
توبه از می وقت گل دیوانه باشم گر کنم
عهد و پيمان فلك ر ا نيست چندان اعتبار
عهد با پيمانه بندم شرط با ساغر كنم...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۸۶ ساعت 17:50 توسط درویش
|